خرید بک لینک

*«خانه مان را باهم می سازیم»*

شعری بود که از کودکی می شنیدم. پدرو مادری بودند و برای آنها فرزندانی بود و همیشه تمام کارهایشان را

باهم تقسیم می کردند، حتی ساختن خانه هایشان را و چه زیبا می شد اگر انسان ها همگی باهم یار بودند و

یاریگر . بهشت گونه می شد این دنیا اگر همه دست به دست هم می دادند تا خانه ای ساخته شود.

با چشمان خود دیدم و دیدید چه خانه ها ویرانه شدند درعرض چند ثانیه و دنیایمان جهنم شد. من خودم دیدم

چه کودکانی در حسرت سقفی اشک می ریختند و عده ای چلو کباب سرو می کردند. پس کو؟ خانه مان را

باهم می سازیم؟خانه؟نه حالا شده ویرانه. چشمان کودکان تنها ویرانه ها را دید و ای کاش نمی دید.چرا که

آنها نیز چون من این شعر را شنیده بودند «خانه مان را باهم می سازیم».گفتند می سازیم و افسوس!افسوس

که نشد یا شاید هم دیر شد.از ابتدا تنها شدند و خانه ی رویاهایشان ماند.

خانه، بهترین واژه برای باهم بودن ، با خانواده بودن، شاد بودن و لذت بردن است.خانه ای گرم با محیطی

صمیمی ،در کشوری آباد و به دور از خودبزرگ بینی.این است خانه ی رویاهایم. پس بیایید بسازیمش.

خانه مان را باهم می سازیم


برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:00

صفحه بندی